شعر ||

این‌گونه که شعر از لبت الهام گرفته‌ست

این‌گونه که شعر از لبت الهام گرفته‌ست
پیداست که از شهد و شکر کام گرفته‌ست

شوری هم اگر هست سرِ بنده‌نوازی‌ست
از دست تو با بوسه نمک وام گرفته‌ست

از آری چشم و نۀ لب‌های تو بوده‌ست
شعرم اگر آرایۀ ایهام گرفته‌ست

با آمدنت ای نفسِ صبح! به‌کل رفت،
گردی که خیال از پس ایام گرفته‌ست

مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن،
دردی‌ست که با «بودنت» آرام گرفته‌ست

من شاعرم و چاره به‌جز شعر ندارم
درددلِ بیچارۀ مادام‌گرفته‌ست