ای رسیدن به تو دلچسب و کنارت دلخواه
دست بردار از این بازی تلخ و جانکاه
هر طرف مینگرم روی تو را میبینم
دیرگاهیست که ذکرم شده سبحانالله
چشم میبندم و وا میکنم و میبندم
که نگاه است گناه است نگاه است گناه…
چشمهایم به همه حال مرا میگویند
باورم نیست نباشی به نگاهم آگاه
شعر میگویم و دلخوش که به گوشَت برسد
شاید اندوه مرا تازه بفهمی آنگاه