باران که میگیرد دلم بدجور میگیرد
مثل صدای خستۀ تنبور میگیرد
باران که میگیرد دلم بیچتر مینوشد
در آسمان، بارانی از انگور میگیرد
باران که میگیرد دلم از قطرهها از ابر،
نمنم سراغ از خاطراتی دور میگیرد
باران که میگیرد دلم آغوش میخواهد
تنهاییام در چشمهایم شور میگیرد
باران که میگیرد دلم در اختیارم نیست
مجبورم و مجبورم و مجبور… میگیرد