دوستم را دوست دارم، خواهرش را بیشتر
خواهر پهناورش نه! لاغرش را بیشتر
از میان خواهران لاغرش، آن خواهرِ
عاقلش را دوست دارم، خرترش را بیشتر
عاشقم وقتی مرا مثل خودش خر میکند
بالاخص آن حالت شرمآورش را بیشتر
باحجاب و چادری یا بیحجاب و نقطهچین
ظاهرش را دوست دارم، اندرش را بیشتر
یکورش ایرانیاسلامی و آنور خارجی!
اینورش را دوست دارم، آنورش را بیشتر
خواب دیدم سفت میبوسم لبش را آبدار
چشمهای گاوی اغواگرش را بیشتر
آه! خواب! ای کاش از این بیشتر میدیدمت
بیشتر با من بمان ای خواب محشر! بیشتر
کاش میشد خوابها را زیست در بیداریام
زندگی را دوست دارم، بسترش را بیشتر