غصهات را پشت این لبخند زندانی مکن
اشک را پای دهان بسته قربانی مکن
نمنمک با چشمهایت حرفهایت را بگو
ابر شو؛ از گریه ابراز پشیمانی مکن
خاطراتت را بسوزان، پاره کن، بر باد ده
از سپاه دشمنت عمری نگهبانی مکن
گرگ از این نابرادرها وجودش بهتر است
توبه کن! با نامسلمانان مسلمانی مکن
زخمهای بیشمارت از سر دیوانگیست
بگذر از خیر دلت، اینقدر نادانی مکن
در صدفهای بهساحلمانده مروارید نیست
عشق را مشکل بیاب و ساده ارزانی مکن