شعر ||

نزدیک من مشو که من از دور بهترم 

نزدیک من مشو که من از دور بهترم
من هم درست مثل تو یک تلخِ دیگرم

انگار عکس آینه‌ام در برابرت
انگار عکس آینه‌ای در برابرم

عمری‌ست بی‌مکاشفه تکرار می‌شوم
بیهودگی و خستگی کیمیاگرم

راهی به غیر چاه نشانم نداده‌اند
من تا همیشه راه به جایی نمی‌برم

باور نکرده‌ام که نباید بخواهمت
اما چه سود از اینکه چنین دیرباورم

هر روز بی تو مرده‌تر از خویش می‌شوم
هر شب مرا به خاک سپرده‌ست بسترم

ما را برای حسرتِ هم آفریده‌اند…