هدف از خلقت کمر، رقص است
ای جوان! دومین هنر، رقص است
رقص دارد فوایدی بسیار
شک نکن سود بیضرر، رقص است
مرده را زنده میکند رقاص!
مایۀ شادی بشر، رقص است
پیر ما را خبر رسید از غیب
گفت ما را که آن خبر، رقص است
پا شد و قر بداد و گفت: آنچه،
زیر ما را کند زبر، رقص است
حال خونیندلان دواش قر است!
نسخۀ خوب و بااثر، رقص است
خستگی میشود هوا با رقص
رافع رنج رنجبر، رقص است
قِرنداده سفر نمیچسبد
جزء لاینفک سفر، رقص است
در جدال میان عقل و عشق
چیز حالآورِ جگر، رقص است
بعد عمری که زور بیخود زد
کیمیاگر بگفت: زر، رقص است
پدرش را خدابیامرزد
ارث اجدادی پدر، رقص است
خشکسالی کجا و رقص کجا؟
علت این بلا مگر رقص است؟!
الغرض رقص، کار مطلوبیست
هر چه خوبیست، جمع در رقص است