گرچه مرا به روی زمین آفریدهاند
اما خدای جایگزین آفریدهاند
تقدیر آسمان نه زمینگیربودن است
بر دوش خاک، شاهنشین آفریدهاند
دل با خیالِ داشتنش خو نمیگرفت
از حسرتش اگر بت چین آفریدهاند
با این که قسمتم شده امروز راضیام
«آن» را برای روز پسین آفریدهاند
از بخت واژگون نگریزم اگر مرا
با داغ دل چو لاله عجین آفریدهاند
بادا به عشق جان بدهم زندهتر شوم
تا عشق را همیشهترین آفریدهاند
گاهی زبان به دادِ نگفتن نمیرسد
لبخند را برای همین آفریدهاند