شعر ||

سین اول سلام هر روزت که مرا با تو هم‌قسم می‌کرد

سین اول سلام هر روزت که مرا با تو هم‌قسم می‌کرد
سین دوم سبوسبو بوسه تا مرا مست صبحدم می‌کرد

سومینش سحرگهان با تو لب‌به‌لب ذکرِ «دوستت دارم»
و خدایی که عاشق ما بود از غم و رنج عشق کم می‌کرد

سینه‌ات سین چارم و پنجم، غوطه‌ور در حریم آغوشت
صحن سجادۀ نمازت را حوض نقاشی حرم می‌کرد

ششمین سین سکوت بود و نگاه، شرح آن بِینی است و بین الله…
شعلۀ شور، گونه‌هامان را رنگ چایی تازه‌دم می‌کرد

سال‌هایی که زندگی کردم با خیال تو هفتمین سین است
حال کاش آن «محول الاحوال»، عشقِ ما را نصیب هم می‌کرد

سال، تحویل می‌شود یعنی باز تکرار می‌شود بی تو
آه! می‌شد به جای تنهایی، عشق پیش تو شاعرم می‌کرد