مرا ببوس که زیر جهان زبر بشود
چنان که بوسۀ ما هشتمین هنر بشود
لبالب از لب قندت به تلخکامیهام
بریز بوسه که شیرینتر از شکر بشود
هزار تیر دعا از لبم روانه شدهست
از آن میانه یکی بلکه کارگر بشود *
نمیشود که تو را دید و مختصر بوسید
خدا کند که وصال تو بیشتر بشود
مرا بگیر در آغوش و بوسهباران کن
که از معاشقهمان عالمی خبر بشود
«میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست
تو خود حجاب خودی»، هی نگو اگر بشود! **
—
* حافظ: از هر کرانه تیر دعا کردهام روان/ شاید از آن میانه یکی کارگر شود
** حافظ: میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست/ تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز