شعر ||

دوباره از نو شب یلدا رسید

دوباره از نو شب یلدا رسید
موقع بدبختی ماها رسید

چند ساله که بابام همه‌ش اسیره
بزرگ فامیله و ناگزیره

مهمون داریم، اونم چه مهمونایی
هشت تا عمو، عمه و خاله، دایی

مهمونای دعوتی و عبوری
نگم برات چه شکلی و چه‌جوری

مهمونایی که کلی بچه دارن
پا بده مرده‌هاشونم میارن

یه سلسله آدمِ درب و داغون
(محض ادب البته که دور از جون)

مژده و مینا و امیر و طه
آرش و میلاد و شهین و لیلا

سعید و ناهید و عزیز و پرویز
زری و شهلا و رضا و کامبیز

شهره و بابک و رسول و ایمان
دروغ نگم حدود نصف ایران!

شصت نفری یه هندونه میارن
منّتش‌ام رو سرمون می‌ذارن

درعوضش تا می‌شه می‌لنبونن
چه می‌شه کرد؟ بالاخره مهمونن

بعد سلام و دست و هاگ و بوس‌بوس *
خونه می‌شه عینهو جاده چالوس

هر طرفی رو می‌کنی یکی هست
نمی‌شه حتی در خونه رو بست

یه چند نفر توی حموم می‌شینن
بچه‌هارم روی اوپن می‌چینن

حال و هوای خونه‌مون خرابه
خونه پر از رایحۀ جورابه

یه بویی توی مایه‌های سولفور،
که حل شده باشه تو دیگ کافور!

بابام می‌گه چایی بیار عزیزم
منم می‌رم که چایی رو بریزم

چایی رو ریخته‌و‌نریخته فامیل
می‌رن سراغ صید ظرف آجیل

مامان می‌گه آجیل بفرما آبجی
بریز یه کاسه هم برای حاجی

خاله مث جونوری جونده
یه دیقه‌ای کلک آجیلو کنده

تموم پسته‌ها رو جمع میکنه
یهو اونا رو قلع‌و‌قمع میکنه

بعد درو می‌کنه بادوما رو
غیب می‌کنه یه جا تموم بارو

کشمشو از تخمه سوا می‌کنه
فندوقا رو جلدی هوا می‌کنه

میون میاد تا اینکه حرف میوه
عموم می‌ره سراغ ظرف میوه

شبیه آبمیوه‌گیریِ مامان
میوه‌ها رو پایین می‌ده عموجان

دور از جونش عین اورانگوتانا
موزا رو پوست می‌کنه می‌ره بالا

توی یه چشم به هم زدن انارا
می‌رن همون‌جایی که رفت خیارا

عمه می‌شینه پای هندِوونه!
شوهرشم جوکای خز می‌خونه

آخرشم پوستشو می‌تراشه
آبشو رو در و دیوار می‌پاشه

آجیل و میوه‌ها که ته کشیدن
یکی می‌گه پس چرا شام نمیدن؟

شلوارو شل می‌کنه دایی بابک
می‌افته روی سفره عین غلتک

زن‌دایی چون رژیمه جای پلو
خالی‌خالی می‌خوره جوجه‌ها رو

پسردایی کوچیکه بعد چنجه
عاشق میکس ژله با برنجه

دختر عمو شبیه آبِ خوردن
خورده دسر تا دم‌دمای گردن

بعد غذا، روز از نو روزی از نو
می‌لنبونن آجیل و میوه‌ها رو

خلاصه یلدای من این شکلیه
رسم و رسوم بیخودش خیلیه

زندگیا عجیب شده حسابی
همین شده باعث حال‌خرابی

خوش به حال اونی که یلدا براش
نداره این‌همه بریز و بپاش

خوش به حال اونی که صاف و ساده‌س
بی‌خیال کلاس و بی افاده‌س

کاشکی به جا ادا اصول بیخود
مهمونیا بی‌شیله‌پیله می‌شد

::

هرچی دعای خیره مال شما
من می‌گم و شما بگین ایشالا

الهی که ریال گرون‌تر بشه
یه‌جور بشه که حیرت‌آور بشه

الهی که جیبا پر پول باشه
دلا خوش و همیشه شنگول باشه

الهی که عزب‌ها مزدوج شن
جوونا بیخیال بار کج شن

الهی که کانون خانواده
باشد همیشه گرم و خوب و ساده

الهی که مشکلا زیرورو شه
زخم نداری خب بشه رفو شه

الهی دلشوره‌ها منفجر شه
الهی بدبیاری جرواجر شه

الهی که بدون حرف و نقشه
خدا همه بنده‌هاشو ببخشه

الهی زندگی رو سخت نگیریم
الهی که تا زنده‌ایم نمیریم!


* هاگ = HUG = بغل‌کردن