شعر ||

ما یار نداریم و غم یار نداریم

ما یار نداریم و غم یار نداریم
ما حال گرفتاری و سربار نداریم

سینگل‌صفتانیم که در روز ولنتاین
اصلاً غم ریلیشن و دلدار نداریم

ما مثل شما گروگر از شر و ور خویش
منظومه و مجموعۀ اشعار نداریم

پیوند محبت به ایموجی نشود سفت
ما یکسره اجبار به اظهار نداریم

عمری‌ست که هم‌خوابۀ ما بالشمان است
در بسترمان آدم بیمار نداریم

در خانه به جز آینه هم‌صحبتمان نیست
ما حوصلۀ بحث و کلنجار نداریم

پاک است حساب دلمان با کس و ناکس
در عشق، طلبکار و بدهکار نداریم

حال خوشمان را چه نیازی به پرستار؟
درمان، طلب از دکتر و عطار نداریم

ما آب به سوراخ دل خلق نریزیم
قصد اذیت‌کردن و آزار نداریم

چون محرممان حضرت ستارالعیوب است
پس واهمه از حافظ اسرار نداریم

پابند کراشی نشود آدم هشیار
مستی به جز از بادۀ خمار نداریم

«حلوا به کسی ده که محبت نچشیده‌ست»
از تلخی شیرینی خود عار نداریم

سینگل، خودِ آزاده و آزادترین است
بر گردن خود تا ابد افسار نداریم

المنة‌لله که خدا هست همیشه
با هیچ‌کسی غیر خدا کار نداریم