شعر ||

نیست اسکاچ و خار، مادرزن

نیست اسکاچ و خار، مادرزن
هست ابر بهار، مادرزن

لعنت بی‌شمار، من! داماد!
رحمت بی‌شمار، مادرزن

مایۀ ننگ و عار و خفت، من!
مایۀ افتخار، مادرزن

بنده اکسپکتورانت و او‌آر‌اس *
شربت خوش‌گوار، مادرزن

مکر شیطان و کفر انسانم
لطف پروردگار، مادرزن

من؟ طلبکار، مدعی، پررو
فاقد انتظار، مادرزن

زیرووروکش، دروغگو، بنده
صاف، رو، آشکار، مادرزن

جوز هندی، کرفس و شلغم، من
آلبالو، انار، مادرزن

خام و بی‌منطق و نفهم و خرم!
پخته و بردبار، مادرزن

عامل جذب سوسک و پشه‌ام
«اتک» و «تارومار»، مادرزن **

برخلاف منی که تعطیلم
همه‌جا برگزار، مادرزن

ناشر کذب و فاشِر(!) اسرار،
منم و پرده‌دار، مادرزن

من بپیچان و چرت و توزردم
مَشتی و پای‌کار، مادرزن

هرچه از خوبی‌اش بگویم باز،
نشود وصف یار _مادرزن_

فلذا کاشکی به جای یکیش
داشتم من چهار مادرزن!


* دو داروی پرمصرف در ایران!
** نام دو حشره‌کش است.