شعر ||

باغ تنت را دکمه‌دکمه باز کردی

باغ تنت را دکمه‌دکمه باز کردی
فصل جنون را این‌چنین آغاز کردی

گنجشک‌ها پیراهنت را ترک گفتند
بی‌بال‌وپر همراهشان پرواز کردی

مشتاق‌تر تا دست‌های من رسیدی
پا پس کشیدی ناگهان و ناز کردی

آرام نامت را به گوشَت وحی کردم
آغوش وا کردم تو هم اعجاز کردی

بِینی و بین الله می‌ماند تمامش
حالا که بی‌پرده مرا هم‌راز کردی

این چند خط را هم نمی‌گفتم نمی‌شد
دیوانه‌ام کردی _غزل‌پرداز کردی_

از من کسی چیزی نمی‌دانست جز هیچ!
ممنون که با عشقت مرا ابراز کردی