روز و شب را با خیال «بودنت» سر میکنم
سررسید عمر را اینگونه پرپر میکنم
روزگارم رنگ چشم و موی و ابرویت شدهست
خاطرم را بی تو هم با تو مکدر میکنم
از همان اول سرِ ماندن تفاوت داشتیم
زود رفتی؛ رفتنت را دیر باور میکنم
دوریات را دارم این از جای خالی بهتر است
اشک را با سیلی لبخند، زیور میکنم
پاسخ اینکه «چرا میخواهیام؟» دشوار نیست:
حال خود را با تو بهتر بی تو بدتر میکنم
نوشدارو! قبل جاندادن به فریادم برس
لااقل در شعرهایم ناله کمتر میکنم
::
تو عروسی داری و در من عزاداری به پاست
تاج بر سر میزنی و خاک بر سر میکنم