از لاجرم نبوده اگر اینچنین شدم
میخواستم همین بشوم، پس همین شدم!
میخواستم مسیر دعا را روان کنم
آمینترین پرندۀ اهل زمین شدم
اصرار اشک، بغض کسی را نمیگشود
انکارِ اشک کردم و ابرآفرین شدم
از چشم سوی چشمه و از چشمه رو به رود،
نمنم به پیش رفتم و دریانشین شدم
دیدم جواب روشن اذکار، مبهم است
مُهر ریا شکستم و روشنجبین شدم
کنج دلم، حدود جهان را گرفته است
شادم که بیمجادله خلوتگزین شدم