شعر ||

از پنجره یک نگاه انداخت به من

از پنجره یک نگاه انداخت به من
انگار از آن فاصله دل باخت به من
یک مشت برنج ریخت… خوردم… چه عجب!
یک‌بار هم این پنجره‌ها ساخت به من!