انگار خواب باشم و در خواب در خیال…
با من چگونه اینهمه «تو» دارد احتمال؟
طوفان عشق، عقل مرا خاک کرده است
ماتم؛ پر از «ندانم» و هفتآسمان سؤال
اصلاً چه شد؟ چگونه برآورده کردمت؟
ای آرزوی دور و دراز! ای خودِ محال!
در ملتقای بود و نبود، آنِ من شدی
خوش آمدی به «نیستن»م، «هستِ» بیزوال!
حالی گذشتههای مرا حال میکنی
حال مرا گذشتۀ خوشحال و خوشبهحال