اگر دلبر ندارم لااقل دلداده میمیرم
اگر دینی ندارم لااقل آزاده میمیرم
اگر دریا نخواهم شد نمیریزم به مردابی
که در «ماندن» نمیمانم، به پای جاده میمیرم
من آن شاهانهانگورم که چون از تخت میافتم
به خون تا آخرین قطره، به شوق باده میمیرم
اگر از اویم و آخر به سویش بازمیگردم
«به می سجاده رنگین کن» سر سجاده میمیرم *
برای مرگ خود ترتیب و آدابی نمیجویم
خدا چون ساده خلقم کرد، من هم ساده میمیرم
—
* حافظ: به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید/ که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها