(شعر با لهجۀ اصفهانی)
اینكه لهجِهم شیرینِس شك ندارم كاری تُوِهس
شیرینی لهجۀ اصفانی اِز آثاری تُوِهس
ذوقی اصفانی بودهس که انگبینو گز کونِد
صدهزار البِتِه که مدیونی کرداری تُوِهس
پسّهای، بادومی، آردی، عسلی… آ چیزا دیگه
اینا تازه یُخته اِز جلوه و رخساری تُوِهس
یه ِنفِر فقط یهبار كافیه مِزّهد بوكوند
دیگه بَعدی اون یهبار، عمری گرفتاری تُوِهس
مثی آهنگی به اصفهان رُویی مرحومی تاج
هر کی دمخورد شدهس عاشقی تکراری تُوِهس
اینکه تو مراسما، مهمونیویژهمون تویی،
کلهم یه نخوچی اِز رزومهای پرباری تُوِهس
حالا که رودخونه خشکیدهس، اگهم کِسی میاد
مغزی بز نخورده که! طالبی دیداری تُوِهس
بقییهی سوغاتیا جلو شوما كم میارن
مِیدونی نقشیجهان، دکونیِ بازاری تُوِهس
نه فقد نصفیجهان یا بلکه اون نصفی دیگهش
آدِمی فضاییام حتی خِریداری تُوِهس
راسی یه خارجیهِی گفت که بِشد بگم: وی آر،
وِری ماچ لاوینگِمون چیچیه و یو آرِ تُوِهس!
تو توو خوشمِزِّگی رو دَسّی همه، بلند شُدهی
هرکی ادعاش میشِد، نوکِری درباری تُوِهس
پولکی یا دوغ و گوشفیل یا خورشماست جا خودش
بریونم شهرتشو میگن بدهکاری تُوِهس
پاستیلا هرچِقَدم اِز یه نِفر دل بِبِرن
بازم اون آدِم، نِمِکگیری شیکَرزاری تُوِهس
صدبارم گاز بیگیریم تو رو صداد درنیمیاد
اینم اِز صبری تو و طاقِتی کِشداری تُوِهس
اگه ما رو رادیولوژی کونن، نشون میدد
دلوباری همهمون مخزن و انباری تُوِهس
اگه قندم بیگیرم صدقهسرت، فدا سرت
خوش به حالی اونی که کشته و بیماری تُوِهس
به پلی خواجو قسم! خیلی دوسِد داریم خره!
پیچ و مهره عشقی ما بَسّه به آچاری تُوِهس!
نه فقد شعرایی استاد رضا احسانپور!
اَصی هر کی هر چی گفتهس هَمِهش اشعاری تُوِهس