ای بغض دلآشوب! رها باش و غزل شو
با واژه به رقص آی و مفاعیل و فَعَل شو
ای زلزلۀ عشق! تکانی به خودت ده
شقالقمری در شبِ تابوت گسل شو
ای قصۀ موعود هزار و یکمین شب!
در لکنت تاریخ، زبانزد شو مَثل شو
ای کام! به خود فرصت ایثار عطا کن
وقتی همه زهرند تو کندوی عسل شو
ای چشموچراغ همۀ چشمبهراهان!
آیینهدرآیینه به آیینه بدل شو
ای خاک! تو را کمتر از افلاک روا نیست
آدم نشدی حداقل عزوجل شو!
::
ای عقل! بس است این همه تکرار مکرر
یک بار بیا و عوض حرف، عمل شو