ای جوان! زنگرفتن آسان است
موجب ازدیاد ایمان است
زنگرفتن مرام خوبان است
هرکسی گفت نیست، شیطان است
زنگرفتن مفرح ذات است
مرد بیزن شبیه اموات است
عزباوغلی ژیان و پیکان است
متأهل شبیه نیسان است
فلذا زن بگیر یک دانه
زن چو شمع است و مرد پروانه
::
هی نگو «زن کجاست؟»؛ قحطی نیست
بشنو تا چارهات بگویم چیست
«چشم دل باز کن که جان بینی
آنچه نادیدنیست آن بینی» *
دوروبر تا دلت بخواهد هست
دخترانی مجرد از این دست:
دختری را که دیدهای یکبار
خوبیاش را شنیدهای بسیار
دختری را که مادرت دیده،
داخل روضه و پسندیده
دختری را که خالهخانباجی
کرده از صدر و ذیل حلاجی
دختری را که حاجی مسجد
گفته پاک است و زاهد و عابد
دختری را که دوست پدرت
گفته باید بگیردش پسرت
دختری را که خواهرانت بعد
نشوندش یزید و ابنسعد!
دختری را که قوموخویشانت
نکنند آفت تن و جانت
دختری را که توی دانشگاه
جزوهاش را گرفتهای جانکاه
دختری را که جای الدنگی
میکند کار خوب و فرهنگی
دختری را که محکم و جاندار
میزند توی پوز استکبار
دختری را که توی قبرستان
دیدهای حین خواندن قرآن
دختری را که توی نانوایی
دادهای قبل خود به او جایی
دختری را که توی هاسپیتال
دیدهای در وخامت احوال
دختری را که داخل مترو
اتفاقی نگاه کرده به تو
دختری را که توی اینترنت
با دو خط چَت شدی به عشقش چِت!
دختری را که کاسهای شلهزرد
شب جمعه برایتان آورد
دختری را که داخل کافه
میخورد «شانگولاسماتوکافه»!
دختری را که گوشۀ حرمی
دارد امید شوهر و کرمی
دختری را که گفت: «میبخشید»
بعد هم از تو آدرس پرسید
دختری را شببهشب بیجا
میشود توی خواب تو پیدا
دختری را که داخل پرواز
به همه اُرد میدهد با ناز
دختری را که در ستاد فلان،
کاندیدا دیدهای چنین و چنان
دختری را که توی اینستاگرام
لایک و ریشِیر میکنند مدام **
دختری را از آنور دنیا
اتیوپی، چاد، گینه، آنگولا
::
پس نگو زن نمیشود پیدا
فتحعلیشاه، نقض کرد این را !
اینهمه کیس، الغرض یعنی
زن بگیر ای جوان بیمعنی!
خواستگاری کنی اگر، حتماً
خواستن میشود توانستن
بیشریکی فقط برای خداست
با شریکی برای انسانهاست
خلق کرده برای هر مردی
زن غمخوار و خوب و همدردی
پس مجرد نمان و زن بستان
بلکه آدم شوی تو هم، حیوان!
در عزبماندگی سعادت نیست
سهمت از عمر، جز کثافت نیست
ختم حرفم؛ خلاصه که اینطور
منقرض میشوی چو دایناسور!
—
* بیت از سرودههای «هاتف اصفهانی» است.
** ریشیر = RESHARE = بازنشر