شعر ||

تردید در قاموس من جایی ندارد

تردید در قاموس من جایی ندارد
دیوانه از دیوانه پروایی ندارد

تا زندگی با زنده‌بودن فرق دارد،
ماهی درون تنگ، دریایی ندارد

بشکن بسوزان پاره کن دلبستگی را
این زندگی جز مرگ معنایی ندارد

تا از زمین پر می‌کشی دیگر برایت،
هفت‌آسمان پایین و بالایی ندارد

اینجا پناه آورده‌ام از بیم بغضم
شاعر که غیر از شعر، مأوایی ندارد

می‌پرسی از عقل و جوابت می‌دهم عشق!
هرچند می‌گویی که معنایی ندارد