شعر ||

حال ما بهتر شده چون حال بدتر فیلتر است

حال ما بهتر شده چون حال بدتر فیلتر است
حال بد چون سایت‌های خاک‌بر‌سر فیلتر است
غرق ناز و نعمت و آسایش و آرامشیم
درد و بدبختی به طرزی حیرت‌آور فیلتر است
جو ورزشگاه‌ها از بیخ فرهنگی شده‌ست
از زمانی که در آن شیر سماور فیلتر است
موقع رانندگی اعصاب ملت راحت است
در خیابان، وانت و نیسان و خاور فیلتر است
از در و دیوارها شاعر نمی‌ریزد مدام
هر کسی شعرش ندارد بوی «قیصر» فیلتر است
ریشۀ رنگ و ریای واعظان خشکیده است
چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر فیلتر است
مثل سابق نیست دیگر خاله‌بازی فیلترینگ
هر کسی فیلترشکن دارد، مکرر فیلتر است
طبق قانون اساسی هر کسی با دیگران
بی‌جهت خود را نمی‌داند برابر فیلتر است
با بدان برخورد قانونی و جدی می‌شود
گزمه و داروغۀ برگ چغندر فیلتر است
دولت و مجلس بدهکار خلایق نیستند
وعده‌ها و قول‌های کذب و ابتر فیلتر است
راستی‌ها و چپی‌ها راضی‌اند از فیلترینگ
چون به هر میزان که این‌ور فیلتر آن‌ور فیلتر است
هیچ آقایی ندارد هیچ آقازاده‌ای
نیست تولیدش میسر چون که بستر فیلتر است
نذر و بذل پُست‌های کشوری و لشکری
در میان همسر و خواهر- برادر فیلتر است
صادرات ما جلو افتاده است از واردات
پیش پای خارجی‌ها خاک کشور فیلتر است
کارها شفاف و افکار عمومی روشن است
گفت‌وگو و دستِ پشت پرده و در فیلتر است
باقی فیلترشدن‌ها یک‌طرف این یک‌طرف
اینکه بیرون آید از صندوق، کفتر، فیلتر است
خواستم پایان شعرم غیر از این باشد نشد
بررسِ ارشاد گفته بیت آخر فیلتر است