خندیدی و سکوت جهان را بههمزدی
بیهودگیِ امنوامان را بههمزدی
معنای تازهای شده معنای تازگی
تکرارهای هستِ روان را بههمزدی
تیغ و ترنج میچکد از چنگ دامنت
تعبیر حُسنِ جامهدران را بههمزدی
افسانهها از آمدنت خلق میشوند
گاه زمین و راه زمان را بههمزدی!
عمرت بلند باد که گفتی سکوت کن
ای آنکه شعر سست مرا هم بههمزدی!