شعر ||

داشت مردی خری چنان و چنین

داشت مردی خری چنان و چنین
بسته بود از طلا به رویش زین

مفلسی دید مرد را روزی
نقد کردش ز روی دلسوزی

هر کسی بر طلا نهد ماتخت!!*
قیراندود می‌کنندش سخت

مگر اینکه خری تو و پالان،
هست تاج سرت برادرجان!


* «ماتخت» مخفف «ما علی التخت» است؛ آنچه از انسان که موقع نشستن روی تخت قرار می‌گیرد!