«درد ما را نیست درمان» پس لذا زاییدهایم
مرد و زن از ابتدا تا انتها زاییدهایم
«ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود»
مثل شمعی کنج این ظلمتسرا زاییدهایم
آنقدر زاییدهایم از درد ناچاری که ما
از سر عادت عموماً بیهوا زاییدهایم
کاشکی مانند آدم بود وضع حمل ما
عینهو پنگوئن راز بقا زاییدهایم
زایمان ما در ابعاد جهانی بوده است
چون در ابعاد جهانی نیز ما زاییدهایم!
گرچه بعد از زایمان آدم سبکتر میشود
ما چه گوییم اینکه بعدش بارها زاییدهایم
آنچه با ما کرده وام بانکها، دشمن نکرد
پس نپرس از ما چرا زیر ربا زاییدهایم
پول ملی چون برای مملکت با ارزش است
تا مگر آن را ببخشیم ارتقا زاییدهایم
روزها ساعت به ساعت، دائماً هر لحظه با
کاهش و افزایش نرخ طلا زاییدهایم
نرخ بالای دوا دکتر به جای خود ولی
جای درمان شصت تا دارالشفا زاییدهایم
اشتغال و مسکن و خودرو بماند پیشکش
نیست امیدی به فردا بس که ما زاییدهایم
حق زائوهاست جیغ و داد و فحش و ناسزا
ما همین غمباد را هم بیصدا زاییدهایم
آنقدر اوضاع کشور از گل و بلبل پر است
مثل یک اخبارگو پرتوپلا زاییده ایم
«ما ز یاران چشم یاری داشتیم» اما چه شد؟
دوستان گفتند ما هم از قضا زاییدهایم!