شعر ||

شاعرم! چون نی حکایت می‌کنم

شاعرم! چون نی حکایت می‌کنم
«از جدایی‌ها شکایت می‌کنم» *

در نگاهم شعر، تنها شعر نیست
بغض‌هایم را روایت می‌کنم

شعر، تنها قامت موزون توست
پیش پای تو جسارت می‌کنم

شعر من خار است و چشمت بوستان
عفو کن وقتی حقارت می‌کنم

شاعر از دیوان و دفتر نیستم
شاعرم چون با تو صحبت می‌کنم

شعرهایم را تو می‌گویی نه من
من سکوتم را کتابت می‌کنم

* مولوی: بشنو این نی چون حکایت می‌کند/ از جدایی‌ها شکایت می‌کند