عاقبت دق میکنم از بس حسادت میکنم
یا رضایت میدهم ناچار و عادت میکنم
از رقیبان معاصر خاطرم آسوده است
بابت عشقت به «سعدی جان» حسادت میکنم!
عشق سعدی را خودم در دامنت انداختم
بیش از آنی که تو را خود را ملامت میکنم
بین سعدیخواندنت یک بیت هم از من بخوان
نزد استاد سخن لابد جسارت میکنم
جنگ با سعدی سر چشمان تو بیفایدهست
پیش پای شعرش احساس حقارت میکنم
من کجا سعدی کجا؟ من خارم و او بوستان
عفو کن گاهی اگر بیجا شکایت میکنم