شعر ||

ققنوس همیشه جادوانی

(تقدیم به همۀ آتش‌نشانان)

ققنوس همیشه جادوانی!
ای شهرت و مُهرَتَت جهانی!

تو خاکیِ اهل آسمانی
راهت به خداست، نردبانی!

ای گوش تو آشنا به آژیر
مأمور امورِ ناگهانی

ای عطر خوش تو دود و آتش
از نوع مِتانی و اِتانی!

علمی و تخیلی‌ترینی
ای سوژۀ فیلم داستانی

ای بازکنندۀ آسانسور!
ای مایۀ شکر و شادمانی

ای سنگ صبورِ سفت و محکم
ای کرده فدای ما جوانی

بابای منی؛ تو قهرمانی
مامان منی؛ تو مهربانی

ای اشک تو قایم و نهانی
ای خندۀ خوشگلت عیانی

اجر تو ثواب در ثواب است
چون خدمت توست، رایگانی

غیر از خلبان، پلیس و دکتر
الگوی تمام کودکانی

اسطورۀ بادی‌بیلدینگی *
چون هیکل توست آن‌چنانی

گولاخ به جای خود! تو هستی
مصداق بلند پهلوانی

رستم یل هفت‌خوان همی‌بود
تو فاتح صدهزار خوانی

هم عقرب و مار و موش و گربه،
هم دیو به بند می‌کشانی

جز آب‌فشانی‌ات، فداکار!
آوازۀ توست جان‌فشانی

آتش چو سیاه‌مست گردد
خواب از سر شعله می‌پرانی

این‌ها به کنار، ای دلاور!
غم را سر جاش می‌نشانی

گاهی تو مدافعی و گاهی،
در حمله و هافبک میانی!

هر قدر که ما نمی‌توانیم
تو قادری و تو می‌توانی

در چنتۀ من چه مانده باقی؟
جز شعر و تشکرِ زبانی

تا خرخره مانده‌ام چو آهو(!)،
در گِل که بگویمت چه سانی

وصف تو به شعر درنگنجد
تو لایق جلدها رمانی

حقا که فقط به خاطر توست
طبعم شده گر به این روانی

این عرض ارادتِ کمی بود
اِز شاعری طنزی اصفهانی *

(جا مانده هزار قافیه، چون:
انسانی و جانی و فلانی!)

لِه مِه نشوی به زیر کارَت
حاشا که قدت شود کمانی

باشد صد و بیست و پنج، عمرت
یا بلکه زیادتر بمانی

القصه اگر که سوختم من
شادا که تو آتشم نشانی

– – – – – –
* بادی‌بیلدینگ = BODYBUILDING = بدن‌سازی
** همان «از شاعر طنز اصفهانی» است ولی با لهجه!