نیست اسکاچ و خار، مادرزن
هست ابر بهار، مادرزن
لعنت بیشمار، من! داماد!
رحمت بیشمار، مادرزن
مایۀ ننگ و عار و خفت، من!
مایۀ افتخار، مادرزن
بنده اکسپکتورانت و اوآراس *
شربت خوشگوار، مادرزن
مکر شیطان و کفر انسانم
لطف پروردگار، مادرزن
من؟ طلبکار، مدعی، پررو
فاقد انتظار، مادرزن
زیرووروکش، دروغگو، بنده
صاف، رو، آشکار، مادرزن
جوز هندی، کرفس و شلغم، من
آلبالو، انار، مادرزن
خام و بیمنطق و نفهم و خرم!
پخته و بردبار، مادرزن
عامل جذب سوسک و پشهام
«اتک» و «تارومار»، مادرزن **
برخلاف منی که تعطیلم
همهجا برگزار، مادرزن
ناشر کذب و فاشِر(!) اسرار،
منم و پردهدار، مادرزن
من بپیچان و چرت و توزردم
مَشتی و پایکار، مادرزن
هرچه از خوبیاش بگویم باز،
نشود وصف یار _مادرزن_
فلذا کاشکی به جای یکیش
داشتم من چهار مادرزن!
—
* دو داروی پرمصرف در ایران!
** نام دو حشرهکش است.