«شعریکاتور» مجموعه نثر طنز «رضا احسانپور» است.
مقدمۀ کتاب:
چیزی را که میخواهم بگویم، شاعران خوب درک میکنند ولی مطمئنم برای کسانی که شاعر نیستند هم جالب است. ما شاعرها! گاهی میان صحبتها و گفتوگوهای روزانه، جملاتی میگوییم که بعداً با کمی تأمل، متوجه میشویم آن جمله میتواند یک مصراع از یک شعر بشود و برایش یک بیت و بعدتر، یک شعر گفت! مثل آن کسی که جاکلیدی پیدا میکند و مجبور میشود برای اینکه جاکلیدی به کارش بیاید، یک ماشین بخرد! البته همیشه هم اینقدرها تصنعی و ساختگی نیست. گاهی آن جمله در ناخودآگاه ما شاعرها میماند، جا خوش میکند و به وقتش میآید بیرون. حالا اینها را گفتم که بگویم، بیایید با هم تصور کنیم که خیلی از شعرها و ابیات مطرحی که از شاعران خوبمان خواندهایم، حاصل همین گفتگوهای روزانهشان بوده است؛ در ادامۀ تصورکردن، بیایید موقعیت آن گفتوگو را تصور کنیم.
به همین منوال، ابیاتی را که در ذهنم بود، تصور کردم و نتیجهاش شد این کتاب! اسمش را هم گذاشتم «شعریکاتور». معتقدم که شعریکاتور میتواند قالب تازهای برای شوخی و طنز باشد. این کتاب، اولین کتاب طنز در قالب شعریکاتور در تاریخ طنز دنیاست!
::
خدمات پس از فروش
شاعر: ساقی من خرابم…
ساقی: ای بابا! گارانتی داری یا تموم شده مهلتش؟
شاعر: نمیدونم.
آیفون
شاعر: الا ای آهوی وحشی كجایی؟
آهوی وحشی: دم درم، دارم میام بالا.
سكته
شاعر: سعدیا مرد نكونام نمیرد هرگز… آخ آخ قلبم قلبم قلبـ …
مخاطب خاص: جناب سعدی مرحوم شدند. شادی روحشون بلند صلوات بفرستید.
پس چندتا؟
مخاطب خاص: چندتا شد؟
شاعر: چی چندتا شد؟
مخاطب خاص: همین زخمهایی كه نشمردهایم!
شاعر: آهان! صبر كن… 17 تا!
مخاطب خاص: ممنون.
شاعر: خواهش میكنم.
زمان
شاعر: روزی تو خواهی آمد.
مخاطب خاص: معلوم نیست، شاید هم شب اومدم؛ حالا قبلش یه زنگ میزنم خبرت میكنم.
شاعر: باشه، مخلصم.
بنیآدم
شاعر: بیا تا قدر یكدیگر بدانیم…
مخاطب خاص: باشه! قدر تو چنده؟
شاعر: نمیدونم؛ قدر خودت چنده؟
مخاطب خاص: والا منم نمیدونم.
شاعر: پس بیخیال، بیا تا قدر یكدیگر ندانیم، اصلاً مگه بیكاریم؟
مخاطب خاص: باشه.